محمد بن عبدالوهاب پایهگذار مکتب سلفی در عربستان تحت عنوان وهابیت
– وهابيت انقلابي يا جهادي كه با نشر افكار سيد قطب در عربستان توسط شاگردش “سلمان العوده” و گسترش افكار “ابوالاعلي مودودي” در پاكستان و تلاشهاي اخوان المسلمين در مصر، سر ناسازگاري با اهل كتاب بخصوص يهود و حضور نيروهاي بيگانه در خاك كشورهاي اسلامي دارد. البته بايد در نظر داشت كه كساني كه به وهابيت انقلابي اعتقاد دارند، در عين انتقادات جدي به شيعه، خواهان حذف فيزيكي شيعيان نيستند و جنگ بين فرق اسلامي را بر نميتابند.
– جريان تكفيري كه چند دهه از شكلگيري آن ميگذرد، تلفيقي از وهابيت نجدي با تاكيد بر جنبههاي ضديت با شيعه و وهابيت انقلابي است. اين گروه بخصوص در عراق، افغانستان و پاكستان فعال هستند و از همه امكانات لازم براي حذف مخالفان خود استفاده ميكنند.
متأسفانه عملکرد بخش قابل توجهی از علمای اهل سنت در نقد تکفیریها و اعلام برائت از آنان، چندان قابل اعتنا نبوده و نتواستهاند آن طور که باید و شاید در برابر این افراد بایستند؛ افرادی که به نام دین، سر از تن خلق جدا میکنند و از حسینیه شیعیان در پاکستان تا خیابانهای کربلا، دست به عملیات انتحاری میزنند و کشتاري داخلی در جهان اسلام را رقم زدهاند و نهایتا چهرهای “ترور محور ” از اسلام در جهان عرضه میدارند.»
«از زمان شكلگیری جریانهای تندرو با لباس “سلفیگری” در دنیای معاصر، مدت زمان زیادی نمیگذرد اما وقوع برخی رویدادها و حمایت غرب از گروهی از مسلمانان كه نگاهی افراطی به اسلام دارند، رشد سلفیگری و به تبع آن جریان تكفیری را در پی داشته است.
يكي از عوامل مهم درگيريهاي خونين منطقه، بحث تكفير شيعيان و مطرح كردن آن از سوي علما و روحانيون افراطي وهابي و سلفي است كه باعث قرباني شدن بسياري از شيعيان بيگناه در منطقه شده است.
متأسفانه به جاي برخورد مناسب و معقولانه با اين پديده و اعلام برائت از اقدامات خشن و سركوبگرايانه، در آذر ماه 1385، 38 تن از علماي سلفي عربستان سعودي در بيانيهاي ضمن ابراز تاسف از سقوط بغداد آن را توطئه مشكوك صليبيون، روافض و صفويها دانستند و هدف از آن را حفاظت و حمايت از اشغالگران و تحديد نفوذ اهل سنت در منطقه، ايجاد هلال شيعه و تجزيه عراق به سه منطقه كردي، شيعي و سني خواندند!
كاملا مشخص بود كه در اين نوع تقسيم بندي “روافض” شامل شيعيان، “صفويان” همان ايرانيان و “اشغالگران” نيز سربازان صليبي هستند. جالب اینجاست که اولين بار بنا به درخواست انگلیسیها در سال 1904 میلادی، عبدالعزیز اول در عربستان توافق و حكم (سری) مبنی بر حق تجمع و تشكیل منطقه یهودی در سرزمین فلسطین را به نفع صهیونیستها صادر كرد.

